داستان پشت سر زن مردم

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. پرستار کودک در منزل
  4. chevron_right
  5. داستان کوتاه
  6. chevron_right
  7. داستان پشت سر زن مردم
داستان پشت سر زن مردم

یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن…
یه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟
گفت: یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمیگه…
وقتی از هم جدا شدن پرسیدم چرا طلاقش دادی؟!
گفت آدم، پشت سر دختر مردم حرف نمیزنه…
سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد…
گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمیزنه…
یادمان نرود کثیفترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد.
اگر پشت سر یک زن بد شنیدید بدانید دو حالت دارد:
اگر گوینده مرد است؛ بی شک توانایی به دست آوردن او را نداشته است!
اگر زن است بدانید توانایی رقابت با او را نداشته!
:: فروغ فرخزاد ::

مطالب مرتبط :   دختر لجباز و حکیم دانا
نوشتهٔ پیشین
حکایت کره خری از مادرش پرسید
نوشتهٔ بعدی
داستان شکار مَش مراد

محتوای مرتبط

مراقبت و آشپزی از سالمند آقا سعادت آباد

داستان پیرمردی نامه ای به پسرش

داستان منجمِ لویی چهاردهم

داستان منجمِ لویی چهاردهم

داستان نگاه کردن به خوشبختی دیگران

داستان نگاه کردن به خوشبختی دیگران

نمونه کارهایی از خدمات پرستار سلام

پرستار ضایعه نخائی ، طرشت

پرستار ضایعه نخائی ، طرشت

مراققبت از کودک 5 ساله ، پرند

مراققبت از کودک 5 ساله ، پرند

سوند گذاری در منزل ، میدان توحید

سوند گذاری در منزل ، میدان توحید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

همین الان تماس بگیرید!