داستان شیر زن ذلیل

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. پرستار کودک در منزل
  4. chevron_right
  5. داستان کوتاه
  6. chevron_right
  7. داستان شیر زن ذلیل
داستان شیر زن ذلیل

شیر و رفقاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.

بین صحبت، شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه: اُہ . . . اُہ . . . !

ساعت 11 شده! باید برم! خانومِ خونه منتظره!

گاوه پوزخندی میزنه و میگه: زن ذلیل و نیگا! ادعاشم میشه سلطان جنگله؟!

داستان شیر زن ذلیل
داستان شیر زن ذلیل

شیر لبخند تلخی میزنه و میگه: توی خونه، یه شیر منتظرمه! نه یه گاو …!!!

مطالب مرتبط :   داستان عشق هم اندازه
نوشتهٔ پیشین
داستان در مراسم عروسی
نوشتهٔ بعدی
داستان موشی در خانه صاحب مزرعه

محتوای مرتبط

پرستاری از کودک در منزل ، دریاچه خلیج فارس

داستان دانشمندی در بیابان به چوپانی گفت

داستان زان بیرون آمدن از پیله

داستان بیرون آمدن از پیله

داستان شب اول

داستان شب اول

نمونه کارهایی از خدمات پرستار سلام

امور منزل و آشپزی برای 4 نفر ، فشند

امور منزل و آشپزی برای 4 نفر ، فشند

تزریق سرم خیابان انقلاب

تزریقات در منزل ارم سبز

همراه بیمار در بیمارستان خاتم الانبیا

همراه بیمار در بیمارستان خاتم الانبیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

همین الان تماس بگیرید!