فرشته از خدا پرسید:

داستان فرشته از خدا پرسید:

مردمانت مسجد می سازند…

نماز می خوانند…

چرا برایشان باران نمی فرستی؟؟!!

خدا پاسخ داد:

مراقبت از کودک دو ساله آزادی
مراقبت از کودک دو ساله آزادی

 

گوشه ایی از زمین دخترکی کنار مادر و برادر مریضش در خانه ای بی سقف بازی می کند…

تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند،

سمان من سقف آنهاست…

پس اجازه بارش نمی دهم! خدایا نانی ده که به ایمانی برسم …

نه ایمانی که به نانی برسیم…

مطالب مرتبط :   داستان بیرون آمدن از پیله
نوشتهٔ پیشین
داستان دو فرشته مسافر
نوشتهٔ بعدی
داستان درسی برای تمام دختران

محتوای مرتبط

داستان عشق اول‌ُ آخر

داستان عشق اول‌ُ آخر

داستان بادکنکهای یکدیگر را بترکانید

داستان بادکنکهای یکدیگر را بترکانید

داستان به در هر خانه‌ای بزنی

داستان به در هر خانه‌ای بزنی

نمونه کارهایی از خدمات پرستار سلام

امور منزل و آشپزی پل گیشا

امور منزل و آشپزی پل گیشا

ماساژ و کاردرمانی برای خانم ، شهرک ولیعصر

ماساژ و کاردرمانی برای خانم ، شهرک ولیعصر

پرستاری از سالمند پوشکی ، 30 متری جی

پرستاری از سالمند پوشکی ، 30 متری جی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up
همین الان تماس بگیرید!