داستان پیرمردی نامه ای به پسرش

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. پرستار کودک در منزل
  4. chevron_right
  5. داستان کوتاه
  6. chevron_right
  7. داستان پیرمردی نامه ای به پسرش

روزی پیرمردی نامه ای به پسرش که در زندان بود نوشت:
پسرم امسال نمی توانم زمین را شخم بزنم، چون تو نیستی و من هم توانش را ندارم!


پسر در جواب نامه پدر نوشت: پدر حتی فکر شخم زدن زمین را هم نکن، چون من پولهایی را که دزدیده ام در آنجا دفن کرده ام!
پلیسها که نامه پسر را خوانده بودند تمام زمین را کندند، اما چیزی پیدا نکردند.
پسر نامه دیگری برای پدرش نوشت و گفت:

داستان پیرمردی نامه ای به پسرش
پدر جان، این تنها کاری بود که توانستم برایت انجام دهم، زمینت آماده است

مطالب مرتبط :   بهشت فروشی بهلول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست
همین الان تماس بگیرید!