داستان های کوتاه حضرت سلیمان

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. پرستار کودک در منزل
  4. chevron_right
  5. داستان کوتاه
  6. chevron_right
  7. داستان های کوتاه حضرت سلیمان
داستان های حضرت سلیمان عکس حضرت سلیمان و یارانش

حضرت سُلَیمان(ع) فرزند حضرت داود(ع) و از انبیاء مهم بنی‌ اسرائیل می باشد. او از خداوند متعال حکومتی درخواست کرد که پس از او سزاوار هیچ کسی نباشد و خداوند نیز دعای او را اجابت کرد و علاوه بر انسان‌ ها، جنیان،‌ شیاطین، باد و پرندگان را نیز تحت فرمان او در آورد.

چقدر جالب دیروز با یکی از دوستان فیلسوفم صحبت می کردم بهم گفت خدا حکومتی به حضرت سلیمان داده که بعد از اون قرار نیست به کسی بده و مگه نمی گن اگر می خوای آرزو کنی کم نخواه و به توان خودت فکر نکن و به توانمندی خدا فکر کن .

گفتم درسته خب ؟ گفت من از خدا حکومتی می خوام که یک درجه از حکومت حضرت سلیمان پایین تر باشه ! . 😞


  خداوند همه نعمت‏ ها را به حضرت سلیمان علیه ‏السلام عطا كرده بود، تا آن جا كه به سخن حیوانات آگاهى داشت و مى ‏توانست با آن‏ها گفتگو كند و جن و انس و پرندگان نیز در خدمت او بودند که این نشان از ارزش و مقام آن حضرت در نزد خداوند متعال است. و خداوند به هرکس هرآنچه بخواهد می دهد.

سوره 27 ام در قرآن کریم نمل (مورچه) نام دارد که به دلیل آورده شدن داستان حضرت سلیمان و مورچه و سخن گفتن آن حضرت با مورچه به این نام آورده شده

داستان سپاه حضرت سلیمان و مورچه

روزى آن حضرت با لشكر عظیمش كه از جن ، انس و پرندگان تشكیل مى‏ شد با نظم و صف‏ آرایى خاص، و شكوه بى نظیر حركت مى‏ كردند تا به وادى مورچگان رسیدند. سلیمان علیه ‏السلام نیز كنار تختش بود. و باد آن را با كمال نرمش و آرامش در فضا حركت مى‏ داد….
تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسیدند مورچه ‏اى [به زبان خویش] گفت اى مورچگان به خانه‏ هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال كنند. (نمل آیه 18)

مطالب مرتبط :   داستان روزی پیرمرد 90 ساله ...

سلیمان علیه‏ السلام صداى آن مورچه را شنید، از سخن او خندید و به یاد نعمت‏ هاى الهى افتاد، كه خداوند آن چنان به او مقام ارجمند داده كه حتى صداى مورچه را مى ‏شنود و از مفهوم آن آگاهى دارد. قرآن این بخش را در سوره نمل آیه 19 چنین بیان نموده است:

[سلیمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏ اى سپاس بگزارم و به كار شایسته‏ اى كه آن را مى‏ پسندى بپردازم و مرا به رحمت‏ خویش در میان بندگان شایسته ‏ات داخل كن (نمل آیه 19)


در مورد این واقعه از حضرت رضا علیه ‏السلام نقل شده كه فرمودند: در حالى كه سلیمان علیه ‏السلام بر روى تختش در فضا حركت مى‏ كرد، باد صداى آن مورچه را به گوش سلیمان علیه ‏السلام رسانید. سلیمان علیه ‏السلام در همانجا توقف كرد و به مأمورانش فرمود: آن مورچه را نزد من بیاورید. مأموران بى درنگ آن مورچه را به حضور سلیمان علیه‏ السلام بردند. سلیمان به آن مورچه فرمود: آیا نمى ‏دانى كه من پیامبر خدا هستم و به هیچكس ظلم نمى‏ كنم؟

مطالب مرتبط :   داستان فرهنگی که باید با آب طلا نوشت

مورچه عرض كرد: آرى، این را مى‏ دانم.

سلیمان علیه‏ السلام فرمود: پس چرا مورچگان را از ظلم من هشدار دادى؟

مورچه عرض كرد: ترسیدم مورچگان حشمت و شكوه تو را بنگرند و مرعوب و شیفته زرق و برق دنیا شوند و در نتیجه از خداوند دور گردند، خواستم آن‏ها به لانه ‏هایشان بروند و شكوه تو را مشاهده نكنند …

سپس مورچه به سلیمان علیه ‏السلام عرض كرد: آیا مى ‏دانى چرا خداوند در میان آن همه نیروهاى عظیم مخلوقاتش، باد را تحت تسخیر تو قرار داد؟ سلیمان گفت: راز این موضوع را نمى ‏دانم.

مورچه گفت: مقصود خداوند این است كه اگر همه مخلوقاتش را مانند باد در تحت تسخیر تو قرار مى ‏داد، زوال و فناى همه آن‏ها مانند زوال و فناى باد است (بنابراین اكنون كه بنیاد جهان بر باد است، به آن مغرور مشو). سلیمان از این نصیحت پرمعناى مورچه خندید. (تبسمى که از گفتار مورچه به سلیمان دست داد، به سبب تعجبى بود که از این سخن مورچه کرد).

خواجوى كرمانى به همین مناسبت مى ‏گوید:

پیش صاحب ‏نظران ملك سلیمان بادست

بلكه آنست سلیمان كه ز ملك آزاد است

این كه گویند كه برآب نهادست جهان

مشنو اى خواجه كه چون درنگرى بر باد است

خیمه انس مزن بر در این كهنه رباط

كه اساسش همه بى موقع و بى بنیاد است

دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند

كاین عروسیست كه در عقد بسى داماد است

منبع این داستان : وبلاگ قرآنی اسدالله مصلحی


ادامه دارد و داستان های جدید اضافه خواهد شد …

نوشتهٔ پیشین
داستان با خدا باش پادشاهی کن

محتوای مرتبط

موسسه طنین | پرستار سالمند | پرستار کودک | پرستار بیمار | در منزل

داستان ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان

موسسه طنین | پرستار سالمند | پرستار کودک | پرستار بیمار | در منزل

داستان چرا گريه مي کني؟

داستان به خواسته ات ایمان داشته باش

داستان به خواسته ات ایمان داشته باش

نمونه کارهایی از خدمات پرستار سلام

نظافت منزل و راه پله ، تهران پارس

نظافت منزل و راه پله ، تهران پارس

امور منزل و آشپزی الهیه

امور منزل و آشپزی الهیه

انجام امور منزل فرشته

امور منزل یوسف آباد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

همین الان تماس بگیرید!