آرامش انسان ، از آثار ایمان میباشد در منابع قرآنی
ایمان از ماده امن به معنای طمانینه داشتن روح و زایل شدن ترس است و در اصطلاح قرآن در موارد ذیل استعمال شده است:
۱. اقرار به خداوند و شریعت حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله)؛
۲. اعتقاد قلبی به حق همراه با تصدیق؛
۳. هر یک از اعتقاد، گفتار راست و عمل صالح.
مقصود از ایمان در این مدخل خصوص ایمان به خدا نیست؛ بلکه اعم از ایمان به انبیا ، کتابهای آسمانی ، قرآن و معاد (معاد از اصول دین است که در انتهای صفحه اصول دین قرار داده شده است) است.
۱. آرامش اهل ایمان
۱. آرامش انسان ، از آثار ایمان میباشد :
« ان الذین ءامنوا والذین هادوا والنصـری والصـبـین من ءامن بالله والیوم الاخر… و لا خوف علیهم ولا هم یحزنون؛
کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آوردهاند، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان (پیروان یحیی) هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچ گونه ترس و اندوهی برای آنها نیست.
(هر کدام از پیروان ادیان الهی ، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کردهاند، ماجور و رستگارند.).
« ان الذین ءامنوا… ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون ؛
کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین میشوند».
« ولاتهنوا ولاتحزنوا وانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین؛
و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید».
«.. فمن ءامن… فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون؛
ما پیامبران را، جز (به عنوان) بشارت دهنده و بیم دهنده، نمیفرستیم؛ آنها که ایمان بیاورند و (خویشتن را) اصلاح کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند».
«والذین ءامنوا… • …• ادخلوا الجنة لاخوف علیکم ولآ انتم تحزنون؛
آن کسانی که ایمان آورده اند …• آیا اینها (این واماندگان بر اعراف) همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولی خداوند بخاطر ایمان و بعضی اعمال خیرشان، آنها را بخشید؛ هم اکنون به آنها گفته میشود:) داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک میشوید».
«الا ان اولیآء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون• الذین ءامنوا…؛
آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند!• آن کسانی که ایمان آوردهاند…».
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقـموا تتنزل علیهم الملـئکة الاتخافوا…؛
به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است! سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!».
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقـموا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون؛
کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس استقامت کردند، نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگین میشوند».
«و انا لما سمعنا الهدی ءامنا به فمن یؤمن بربه فلایخاف بخسا ولا رهقا؛
و اینکه ما هنگامی که هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم؛ و هر کس به پروردگارش ایمان بیاورد، نه از نقصان میترسد و نه از ظلم!».
۲ – رابطه ایمان و بخس و رهق
ما وقتی قرآن را که کتاب هدایت است شنیدیم، بدون درنگ ایمان آوردیم، برای اینکه هر کس به قرآن ایمان بیاورد، در حقیقت به پروردگار خود ایمان آورده و هر کس به پروردگار خود ایمان بیاورد،
دیگر ترس ندارد، نه ترس از نقصان در خیر، که مثلا خدا به ظلم، خیر او را ناقص کند، و نه ترس از اینکه مکروه احاطهاش کند،
چنین کسی دیگر چرا عجله نکند و بدون درنگ ایمان نیاورد و در اقدام بر ایمان آوردن تردید کند که مثلا نکند ایمان بیاورم و دچار بخس ( بخس به معنای کم گذاشتن در معامله از روی خیانت و ظلم (کم فروشی)) و رهق (ظلم ) شوم.
۳ – صبر بر مصیبت و صبر بر معصیت
تمام مراتب ایمان و همه اعمال صالح در این دو جمله ( صبر بر مصیبت و صبر بر معصیت ) جمع است چرا که “ توحید “ اساس همه اعتقادات صحیح است،
و تمام اصول عقائد به ریشه توحید باز میگردد، و “ استقامت “ و صبر و شکیبایی نیز ریشه همه اعمال صالح است،
زیرا میدانیم تمام اعمال نیک را میتوان در سه عنوان “ صبر بر اطاعت “، “ صبر بر معصیت “ و “ صبر بر مصیبت “ خلاصه کرد.
بنا بر این“ محسنین “ کسانی هستند که از نظر اعتقادی در خط توحید ، و از نظر عمل در خط استقامت و صبرند. بدیهی است اینگونه افراد نه ترسی از حوادث آینده دارند، و نه غمی از گذشته.
منبع : ویکی فقه ( لینک منبع )

پاورقی 👇
اصول دین چیست؟
(1) توحید ( یکتا و بیمانند دانستن خدا و همچنین بیشریک بودن او در آفریدن جهان هستی است )،
(2) نبوت ( باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیدهاست )
و (3) معاد ( معاد واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و بهمعنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوبارهبرخاستن» (پس از مرگ) در روز قیامت است که اعمال آنها در پیشگاه الهی سنجیده میگردد و به کیفر یا پاداش درستکاری یا بدکاری خود میرسند.
3 مورد بالا اصول مشترک دین اسلاماند و دو اصل (4) امامت ( امامت از دیدگاه اهل سنت نوعی حکومت و ریاست بر مردم است و امام از طریق بیعت با مردم معین میگردد، اما در اعتقاد شیعیان امامت مقامی است که خداوند به عدهای از انسانهای خاص دادهاست و این مقام در امتداد و استمرار نبوت پیامبر اسلام قرار دارد.)
و (5) عدل ( به معنای برابری است ) از مسلّمات مذهب شیعهاند (اصول مذهب) و هر کس به مورد 4 و 5 ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است گر چه از اسلام بیرون نیست.
داستانهای کوتاه از زندگی امام محمد باقر (ع)
اسلام حقیقى
ابى جارود گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم : اى فرزند رسول خدا! آیا شما دوستى و دلباختگى و پیروى مرا نسبت به خود مى دانید؟
امام علیه السلام : آرى .
عرض کردم : من از شما پرسشى دارم که مى خواهم به من پاسخ دهید زیرا چشمم نابینا است و کمتر راه مى روم و همیشه نمى توانم شما را زیارت کنم.
امام علیه السلام فرمود: سوال خود را بپرس.
عرض کردم : مرا از دینى که شما و خاندانتان خدا را بر اساس آن عبادت مى کنید آگاه کن تا من هم بر اساس آن خدا را دیندارى کنم.
امام علیه السلام فرمود: با سخنى کوتاه سوال بزرگى کردى ، به خدا سوگند همان دینى که خود و پدرانم خداوند را به آن دیندارى مى کنیم به تو مى گویم.
1- شهادت به یگانگى خداوند و رسالت محمد صلى اللّه علیه و آله
2- اقرار به آنچه پیامبر صلى اللّه علیه و آله از جانب خداوند آورده است.
3- محبت به دوست ما و دشمنى با دشمنان ما.
4- پیروى از فرمان ما.
5- انتظار قائم ما.
6- کوشش (در انجام واجبات) و پرهیز از محرمات
خدمات شرکت پرستار سلام 👇








